Showing posts with label در مشهد. Show all posts
Showing posts with label در مشهد. Show all posts

Thursday, November 5, 2015

#ايران- مانور پلیس در مشهد کارمندان شهرداری را راهی بیمارستان کرد

               مانور پلیس در مشهد کارمندان شهرداری را راهی بیمارستان کرد
مانور یگان ویژه پلیس و انجام عملیاتی در ساختمان شهرداری مشهد با عنوان «لحظه صفر»، منجر به انتقال برخی کارکنان شهرداری به بیمارستان شد.یگان ویژه پلیس ایران این مانور را روز ۱۰ آبان و به مناسبت هفته «پدافند غیر عامل»، در مشهد انجام داد. بنا بر گزارش‌های مسئولان و کارمندان شهرداری این شهر در جریان انجام مانور نبودند.به گزارش رادیو تلویزیون دولتی ایران، محمد بوستانی، جانشین فرمانده انتظامی مشهد، گفته است این مانور به منظور «سنجش میزان آمادگی در مقابل بمب‌گذاری» اجرا شد و «هیچ یک از کارکنان شهرداری هم در جریان اجرای مانور نبودنددر پی اجرای این مانور ِاعلام نشده، «شایعه بمب‌گذاری» در ساختمان شهرداری مشهد نیز گسترش یافته است رئیس اداره رسانه شهرداری مشهد این شایعه را تکذیب کرد.این مانور که با عنوان تهدید بمب‌گذاری با حضور نیروی انتظامی برگزار شده» و «یکی از ارکان الزامی مانور تخلیه ساختمان شهرداری بودو مدیر ساماندهی و مهندسی بحران شهرداری مشهد هم با انتقاد از اجرای بدون هماهنگی این مانور گفته «این موضوع بدون هماهنگی با شهرداری مشهد و از سوی تهران صورت گرفته استشهرداری مشهد نیز روز دوشنبه (۱۱ آبان) با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد از پلیس این شهر به خاطر «ورود غیرقانونی به بهانه مانور» به ساختمان مرکزی خود شکایت خواهد کرد.در این اطلاعیه آمده «این ورود غیر قانونی نیروی انتظامی به بهانه مانور در حالی انجام شد که شهرداری مشهد و اعضای شورای اسلامی شهر مشهد میزبان استاندار نجف اشرف بودندشهرداری مشهد اضافه کرده حتی وزیر کشور و استاندار خراسان رضوی هم در جریان برگزاری این مانور نبوده‌اند.
اطلاعیه شهرداری مشهد همچنین افزوده در پی هشدار پلیس مبنی بر وجود بمب در ساختمان شهرداری «برخی از کارکنان این مجموعه در اثر استرس وارده دچار شوک شدید شده و به بیمارستان منتقل شدندشهرداری مشهد در پایان اطلاعیه خود آورده «به دنبال مشکلات به وجود آمده در پی برگزاری این مانور ناهماهنگ، شهرداری مشهد به صورت جدی موضوع را از طریق مراجع قضایی پیگیری خواهد کرددر ایران و به مناسبت هفته «پدافند غیر عامل» مانور‌های بسیاری در سازمان‌ها و نهاد‌های دولتی برگزار شده که هدف از اجرای آنها سنجش «میزان آمادگی نیرو‌ها برای مقابله با حوادث پیش‌بینی‌نشده» اعلام شده است.

#ايران #مشهد # شهرداری _مشهد #خراسان

Monday, August 31, 2015

#ایران-نتیجه اعتراضی مالباختگان در مشهد

نتیجه اعتراضی مالباختگان در مشهد
همایش اعتراضی مالباختگان در مشهد با حضور محمود کریمی، معاون سیاسی و اجتماعی فرماندار مشهد، در میان معترضان و قول رسیدگی و حل مشکل در دو روز آینده، پایان یافت.
*********
#ایران # مالباختگان در #مشهد به شعار و خیابان بندی دست زدند


ایران -مالباختگان در مشهد به شعار و خیابان بندی دست زدند

ایران -مالباختگان در مشهد به شعار و خیابان بندی دست زدند

گروهی از مردم مشهد در روز پنجشنبه 5 شهریور 1394 علیه کلاهبرداری  شرکت "پدیده شاندیز" و مؤسسه ی مالی و اعتباری "میزان" در برابر استانداری خراسان به همایشی اعتراضی دست زدند.
شركت شانديز چيست؟
شرکت پدیده شاندیز و مؤسسه ی میزان دو بنگاه اقتصادی هستند که از سوی شماری از وابستگان رژیم جمهوری اسلامی در شهر مشهد برپا شده و پول هزاران تن از مردم را به وعده ی دادن سود گرفته و سپس نه تنها سودی نداده اند، بلکه اصل پول مردم را نیز پس نمی دهند.
انبوه مالباختگان معترض، از ساعت 10 بامدادپنجشنبه در برابر استانداری خراسان گرد آمده،
با شعار هایی چون   "ما همه یک دسته شدیم، از وعده ها خسته شدیم" و "هشت ماه شعار شنیدیم، یک بار عمل ندیدیم" به اعتراض پرداخته، برای ساعاتی خیابان بهار مشهد را بستند.وابستگان رژیم جمهوری اسلامی، افزون بر تاراج مستقیم دارایی های همگانی کشور با استفاده از نفوذ خود در دستگاه های حکومتی به کلاهبرداری از مردم  به بهانه ی سرمایه گزاری و پرداخت سود نیز دست زده، از این راه نیز ثروت های کلان می اندوزند.
*******
#ایران # مالباختگان در #مشهد به شعار و خیابان بندی دست زدند


Monday, August 10, 2015

#-گزارش یک نشریه محلی از "چشم فروشی" در مشهد

گزارش یک نشریه محلی از "چشم فروشی" در مشهد
گزارشي از نشریه شهرآرای محله در مشهد با اشاره به رواج خرید و فروش اعضای بدن از جمله کلیه در این شهر، از "بازار جدید خرید و فروش چشم" و تلاش یک مرد سی و چهارساله برای فروش یکی از چشم هایش گزارش داده است.
لاله‌سادات کوثری خبرنگار این نشریه محلی، می گوید: "دوسه روز قبل بود که برای تهیه گزارش به خیابان مهدی در محله فرامرز عباسی رفتم. گشت‌وگذار در دل محله و دقت در مشکلات اهالی، باعث شد تا این‌بار سوژه جدیدی نظرم را به خود جلب کند. عبارت‌هایی مانند فروش کلیه، کلیه‌فروشی، فروش کلیه زیر قیمت" و... تاکنون زیاد به چشمم خورده بود اما این عبارت با بقیه فرق داشت و روی دیوار با ماژیک پررنگ نوشته شده بود؛ چشم‌فروشی." این خبرنگار نوشته است: "تصور می‌کنم آفتاب طاقت‌فرسای ظهر تابستان سوی چشمانم را کم قوا کرده است. جلوتر می‌روم تا شاید بتوانم دقیق‌تر بخوانم. نه، عبارت درست است. روی دیوار زیر شماره تلفن خط ایرانسلش نوشته شده است:چشم‌فروشی. عبارت تکان‌دهنده‌ای که هنوز که هنوز است، نوع نگارش حروفش بر روی دیوار، در ذهنم نقش بسته است. با تلفن همراهم شماره می‌گیرم، 730....0937 مشترک مدنظر در دسترس نمی‌باشد. درحالی‌که تمام ذهنم از علامت سوال پر شده است، باز هم تلاش می‌کنم. چندروزی می‌گذرد و بالاخره بعد از کلی تلاش، تلفنم پاسخ داده می‌شود. با شنیدن صدای مرد جوان گمان نمی‌کنم سن‌وسالش بیشتر از 40 باشد. پیشنهاد خرید چشم را مطرح می‌کنم و بعد از انجام رایزنی و صحبت تلفنی، قرار ملاقات محقق می‌شود و این‌بار به‌عنوان خریدار پای معامله می‌روم."
محل قرار، ایستگاه اتوبوس چهارراه میدان بار در مشهد است و خبرنگار شهرآرای منطقه دوی مشهد درباره ملاقات با فروشنده چشم نوشته است: "کمی زودتر از ساعت قرار در محل ایستگاه حاضر می‌شوم. تمام طول مسیر تا محل قرار را پیاده می‌روم و در تمام راه، ذهنم درگیر این سوال است که چرا باید کار به جایی برسد که انسان حاضر باشد چشم خود را بفروشد؟ سر ساعت مقرر از راه می‌رسد. خودش را «م» معرفی می‌کند و سی‌وچهارساله. بلافاصله و بدون مقدمه وارد صحبت می‌شود. خانم، رک و پوست‌کنده حرفت را بگو. آخرش چند؟ چوب حراج به بدن به دلیل فشار اقتصادی اصلا برایش مهم نیست که چرا و به چه دلیل در محل ملاقات حضور یافته‌ام. حرف از 2میلیون به میان می‌آورم که پاسخ می‌دهد: 2میلیون خیلی کم است. ما با هم وارد معامله نمی‌شویم. رویش را برمی‌گرداند و قصد رفتن می‌کند که از او می‌خواهم رقم پیشنهادی‌اش را بگوید. می‌گوید: 6ماه پیش در تهران یک کلیه‌ام را 6میلیون فروختم. الان هم به‌شدت فشار مالی دارم. حاضرم با همان 6میلیون چشمم را بفروشم." به نوشته این نشریه مشهدی، این مرد 34 ساله که داوطلب فروش یکی از چشم های خودش شده درباره دلیل چنین اقدامی گفته است: "سه‌بچه دارم و صاحب‌خانه جوابم کرده است. بی‌سواد و بیکار هستم و باید خرجی فرزندان و همسرم را بدهم. چشم من مال شما، هرکار دوست دارید، با آن انجام دهید. لرز تمام بدنم را فراگرفته است." او همچنین گفته است:"از من که گذشت، دلم نمی‌خواهد فرزندانم بی‌خانمان بزرگ شوند. برای من چه اهمیت دارد که یک چشم داشته باشم یا نه؟" و تاکید کرده است که "ندارم. فقر امانم را بریده است. اصلا شما می‌فهمی نداری یعنی چی؟ نان خشک خوردن یعنی چه؟ برایم مثل روز روشن است که دیگر اندام‌هایم را نیز می‌فروشم. چه اهمیت دارد که من یک دست داشته باشم یا نداشته باشم؟ یک پا داشته باشم یا نداشته باشم؟ لازم باشد، حتی پوستم را هم می‌فروشم."
خبرنگار شهرآرای محله نوشته که این مرد 34 ساله در جریان این دیدار گفت که "الان دو خریدار هستند که حاضرند با همین قیمت و پرداخت تمام مخارج بیمارستان، پای معامله بیایند. تازه قرار است فردا در اینترنت هم آگهی بدهم که احتمالا اگر آگهی سراسری بدهم، پول بیشتری بگیرم" و البته در نهایت "رویش را برمی‌گرداند و می‌رود"، و قرار می‌شود درباره قیمت خرید چشم "تا فردا صبح به او خبر دهم."
لاله‌سادات کوثری نوشته است که "جوان سی‌وچهارساله یا واضح‌تر بگوییم فروشنده چشم، راه خود را می‌کشد و می‌رود. تمام خواسته او این روزها از زندگی این است که بتواند به بالاترین قیمت ممکن، چشم خود را بفروشد تا شاید بتواند بار دیگر سرش را در مقابل فرزندان خود بالا ببرد و سربلند شود. پول صاحب‌خانه را بدهد و دست‌کم چندماهی فرزندانش را از خوردن نان خشک نجات دهد. باز هم قصه پرغصه فقر. این‌بار چوب حراج به سلامتی و جسم و جان. جوان سی‌وچهارساله که با هزار امید و آرزو پای معامله چشم خود آمده است، مثل روز برایش روشن است که شاید در چند ماه آینده، اندامی دیگر از بدن خود را به فروش بگذارد.

*********بخوانيد وضعيت فقر در ميان مردم ايران

#ايران #شيراز #قوچان #بلوچستان #بندرعباس #کرمان #مهاباد #اهواز #اراک #ايران #تهران #کرج #اصفهان #کرمانشاه #مشهد
#مشهد #اصفهان    
#شیراز #تبریز
#رشت #آبادان
#اردبیل #مهاباد
#سنندج #زاهدان
#ایرانشهر #ساری