روحانی روز
5اردیبهشت94 در سخنرانی برای سرکردههای سرکوبگر انتظامی بهویژه در مورد نحوه
برخورد با زنان و جوانان هشدار داد و اعلام خطر کرد، البته با این تلاش که نگرانی
از این قشرهای معترض و شورشی جامعه را در زیر ادعای دلسوزی برای جوانان بپوشاند.
او با انواع و اقسام کدهایی مثل اینکه «نسل جوان ما در یک شرایط ویژه قرار گرفته» و «اینها با
آدم 45ساله، 50ساله فرق میکنند» سعی کرد به مزدوران نظام حالی کند که مواظب باشند
مبادا با ندانمکاریهای خود بنزین روی آتش جامعه که در نقطه خطرناکی است بریزند. روحانی گفت:
«معیار شما قانون است، قانون را کسی بشکند شما میروید متعرض میشوید. استدلال شما
هم این است که چرا قانون شکسته شد، اما در برخورد با مردم... مخصوصاً نسبت به
جوانان و زنان این دو طبقه، خیلی باید حواسمان جمع باشد حساس هستند هر دو».آخوند روحانی
که معلوم بود از گوشمالی داده شدن روزانه مزدوران انتظامی و بسیج به دست جوانان و
استفاده آنها از هر فرصت و بهانهیی برای اعتراض و خیزش، بهجد نگران است، ضمن
هشدار به باند رقیب، خطاب به سرکردگان انتظامی افزود: «حواستان باشد، شما یک جایی
که تهدید فرضی و خیالی است، وقتی وارد میشوید آن را وادار میکنید به مقابله
آنوقت میشود تهدید واقعی».ملاحظه میکنید چگونه رئیسجمهور نظام ولایت از یک طرف
بهتهدید بزرگ نظام، یعنی لشکر جوانان بیکار و خشمگین اشاره میکند و از طرف دیگر
مرتب هشدار میدهد که در برخورد و سرکوب اگر حواستان جمع نباشد، مثل بنزین روی آتش
میشود و «تهدید فرضی» یعنی بالقوه، تبدیل به «تهدید واقعی» یعنی بالفعل میشود.
به این وضعیت میگویند بنبست! یعنی اذعان صریح به افتادن نظام در باتلاقی که هر
چه دست و پا میزند، بیشتر فرو میرود. برای همین، در پوشش توجه به جوانان و زنان
و در پیش گرفتن سرکوب حساب شده، سعی در مهار کردن آتشی میکند که میداند اگه شعله
بکشد، تا سوزاندن ریشههای حاکمیت فاسد و پر جنایت پیش خواهد رفت.جالب این جاست
که خامنهای نیز در روز 6اردیبهشت وقتی در برابر همین سرکردگان انتظامی ظاهر میشود،
روی همین خطر امنیت نظام انگشت میگذارد، منتها برعکس روحانی هر گونه شکافی در امر
سرکوب را خطرناک میداند و میگوید: «ایجاد امنیت مقولهای تبلیغاتی و لسانی نیست
بلکه وجود امنیت را باید مردم احساس کنند». یعنی از باتون و گاز اشکآور تا زندان
و شکنجه و اعدام، باید مردم «امنیت نظام» را حس و لمس کنند. اما جالب این جاست که بلافاصله
یاد ظرفیت مگاتنی انفجاری جامعه میافتد و میگوید: «لازمه برقراری امنیت، “اقتدار
پلیس“ است اما این اقتدار باید همراه با عدالت، مروت و ترحم باشد». بگذریم که منظورش
از عدالت و ترحم در فرهنگ آخوندی، چیزی جز قساوت هرچه بیشتر نیست، اما نفس به زبان
آوردن این کلمات، همین بنبست را در حرفهای خامنهای هم نشان میدهد.نتیجه اینکه
چه خامنهای و باندش و چه رفسنجانی و دار و دستهاش در عین اینکه در تمامی زمینهها
رو در روی هم قرار دارند، اما هر دو از یک خطر در هراسند و آن را مرتباً بهزبان
میآورند و نسبت به آن هشدار میدهند و هر دو در دور کردن آن خطر از نظام در بنبست
قراردارند. خطر خشم انفجاری جامعهاست و بنبست، بنبست سرکوب.
Tuesday, April 28, 2015
Monday, April 27, 2015
ايران-گرامیداشت شهید بزرگ -حقوقبشر دکتر کاظم رجوی
پروفسور ژان زیگلر، استاد حقوق از سوئیس نایبرئیس کمیته مشورتی شورای حقوقبشر ملل متحد:
... . او (کاظم رجوی)، اولین سفیر ایران در اینجا، پس از سرنگونی شاه و آزاد شدن ایران بود، و به سرعت به دلایل معنوی و حقوقبشر از رژیم جدید ایران گسست، زیرا قطعاً او دیکتاتوری تروریست خمینی را نمیپذیرفت. و از این لحظه ببعد - که من هم او را در Chemain do veloure شناختم - او تبدیل به صدای رسای مقاومت ایران در کمیسیون حقوقبشر سازمان ملل که امروز تبدیل به شورای حقوقبشر شده است، گشت، و عملاً یکه و تنها، و فقط با یاری ظرفیت عظیم تحلیلی و استعداد دیپلوماتیک خودش و همچنین، بهدلیل چیزی که در محیط بینالمللی نقش زیادی دارد، یعنی صمیمیتی که از خود ساطع میکرد، زیرا گرمابخش بود، و بهطور کامل به حرفهایی که میزد وفادار بود، به این دلایل، او نقشی بسیار مهم در کمیسیون حقوقبشر سازمان ملل ایفا کرد، و در هر جلسه، او صدای مقاومت ایران را به گوش نمایندگان رساند. به دفعات بیشمار، سفیر ایران در سازمان ملل، تلاش کرد نزد مدیر کرسی اروپایی سازمان ملل و دبیرکل کمیسیون حقوقبشر، و نزد کمیسر عالی حقوقبشر دخالت کند، تا کاظم رجوی را ساکت و حذف کند، ولی همیشه شکست خوردند. زیرا شخصیت کاظم و نیروی اعتقاد راسخ او، صداقت روشنفکرانه کامل او باعث شده بود دارای پرستیژی باشد، که حتی آخوندها، و فرستادههای رژیم ایران و سفیر و رئیس هیأت ایران در ژنو، نمیتوانستند کاری علیه او بکنند و نمیتوانستند او را ساکت کنند. صدای او صدایی بود که دارای نفوذ معنوی زیادی بود. و فکر میکنم به یمن وجود او، از همان ابتدا و با سرعت زیاد، چهره واقعی رژیم ملاها فاش شد. و همچنین روشن است که او صدای شهیدان بود. آخوندها امیدوار بودند که بتوانند مقاومت ایران را در سکوت تمام بکشند و له کنند و حذف کنند، کما اینکه همچنانکه میدانید، هزاران شهید را به قتل رساندند، ولی بهدلیل کاظم این کار برای آنها غیرممکن بود. زیر اسم هر یک از شهدا، توسط او در کمیسیون حقوقبشر و در برابر خبرنگاران و در برابر کشورهای جهان اعلام میشد. البته این مانع از جنایات آخوندها، که تا همین امروز هم ادامه دارد نشد، ولی این به شهدا شأن و جایگاه آنها را داد و قطعاً فداکاری آنها را درخشان تر کرد.
بسیار قبل از اینکه من کاظم را در کمیسیون حقوقبشر و در انستیتو، که در آن همکار هم بودیم، بشناسم، او قبل از هر چیز برادر مسعود بود. و زمانیکه کاظم هنوز در اینجا یک دانشجو بود، من به یاد دارم، و بسیار انگیزاننده بود، که چطور زمانیکه مسعود توسط شاه محکوم به مرگ شد، او زمین و زمان را بسیج کرد.
کاظم یک استراتژی بسیار دقیق داشت. او دوست من بود. وزیر امور خارجه در آن زمان، که پیر گرابر نام داشت، از همان حزب ما بود، یعنی حزب سوسیالیت. شاه ایران تعطیلات خود را در هتل Soulf reta در سنت موریس میگذراند. و کاظم با کمک همه دوستان سوسیالیستش ترتیبی داد که پیر گرابر در سنت موریس در... سوئیس با شاه ملاقات کند، تا از او بخواهد حکم مسعود را تخفیف دهد.
فکر میکنم این در تاریخچه کنفدراسیون... منحصربهفرد است که یک مشاور فدرال و یک وزیر که در آن زمان رئیس کنفدراسیون (رئیسجمهور سوئیس) بود، نزد یک رئیس کشور دیگر برود تا از او خواهان تخفیف حکم مبارزی از یک کشور خارجی بشود. این سفر پرزیدنت پیر گرابر به سنت موریس به نزد شاه، بواسطه شکیبایی و مبارزه و ظرفیت کاظم شکل گرفت که بهطور شبانه روزی با ما تماس میگرفت، و میگفت بیایید و به من کمک کنید، و ما از همه طرف Seiche رئیس کنفدراسیون سوئیس را انجام دادیم تا اینکه او قانع شد و با رانندهاش سوار خودروی مرسدس بنز خود شد و به سنت موریس رفت، با شاه صحبت کرد، و به شاه گفت که گوش کنید، یک نفر هست که به مرگ محکوم شده و او یک رزمنده آزادی است، و برادر یکی از دوستان ما است که یک استاد قدیمی دانشگاه در ژنو است و پرستیژ زیادی دارد و نام او کاظم رجوی است. ما به نام سوئیس از شما میخواهیم این حکم مرگ را لغو کنید. و شاه تسلیم شد و خوشبختانه مسعود از اعدام نجات پیدا کرد.
ولی این عمیقاً انگیزاننده بود که ببینیم کاظم به یمن درایت خود، و نه اینکه صرفاً از روی برآشفتگی فریاد برآورد و اعتراض کند. او فشار را از همه سو روی رئیس کنفدراسیون سازماندهی کرد، با رئیس کنفدراسیون بحث و جدل کرد، مبارزه مجاهدین را با جزئیات علیه ساواک، و دیکتاتوری شاه، و اینکه هدف مجاهدین چیست را به وی توضیح داد. و در نهایت رئیس کنفدراسیون (رئیسجمهور سوئیس) قانع شد و برای گفتگوی شخصی با شاه ایران به سنت موریس رفت. آنجا بود که من فهمیدم کاظم رجوی از چه ساخته شده بود، و نیروی باور نکردنی جنبشی که او شکل داد از کجا نشأت میگرفت. البته از آن نقطه، یک دوستی خللناپذیر نسبت به وی متولد شد.
او یک ایرانی بود که در یک فرهنگ هزاران ساله به دنیا آمده بود و دارای احساسات شاعرانه خارقالعادهای بود. و برای من، شناخت کاظم رجوی یکی از بزرگترین وقایع زندگیام است.
مرگ وی مانند مرگ یک برادر روی من تأثیر گذاشت و خیلی بیش از اینکه مرا غمگین کند، مرا کاملاً نابود کرد. من خودم را به میزانی مسئول آن میدانستم، زیرا کاظم بعضاً درباره تهدیدهایی که دریافت میکرد با من صحبت میکرد. مرگ (در مورد کاظم) کلمه درستی نیست، زیرا حضور تمامعیار او حس میشود. روشنایی او ما را نورانی میکند. و همیشه من با قدردانی عمیقی نسبت به همه چیزهایی که به من یاد داد به کاظم فکر میکنم. بهخاطر نمونهای از شجاعت و آزادگی و مبارزه که به من داد، و بهخاطر همبستگی تمام عیار. وقتی به رزمندگانی که در لیبرتی زندانی هستند، و زندگیشان هر روز در خطر است فکر میکنم، آن را ادامه مبارزه کاظم میبینم. فکر میکنم همه مردم آزاد دنیا قدردانی عمیقی به مقاومت ایران مدیون هستند، زیرا مبارزهای که ساکنان زندانی مقاوم لیبرتی پیش میبرند، مبارزهای برای تمامی انسانیت است. که نشان میدهد که انسان نباید در برابر ترور و در برابر یک رژیم جنایتکار در برابر کینه و بهویژه در برابر سکوت تسلیم شود و آن را بپذیرد. باید سکوت را با مقاومت در هم شکست. هر روزی که با مقاومت ساکنان لیبرتی میگذرد، آزادی در سراسر جهان تکریم شده و تقویت میشود. چیزی که ما در بیرون از لیبرتی و در کشورهای دموکراتیک باید انجام بدهیم و آن چیزی که میراثی است که کاظم برای ما بر جای نهاده است، و فرمانی که به ما داده است و باید آن را پاس بداریم، این است که برای حفاظت از لیبرتی تلاش کنیم، تا مقاومت ایران بتواند پیشروی کند، و عادیسازی و بیتفاوتی برقرار نشود و هیچکس در کشورهای دموکراتیک در نهایت این رژیم وحشتناک ملاها را، که چندین سال است مردم ایران را لگدمال میکند نپذیرد. قاتلان کاظم در قدرت هستند. این قابلتحمل نیست و باید آن را محکوم کرد. نباید در مبارزه و در همبستگی با زندانیان لیبرتی که هر روز با مقاومت خود به ما و به تمامی دنیا، الگویی برای شرافت انسانی ارائه میکنند، از خود ضعف نشان داد.
ساکنان لیبرتی و کاظم رجوی و تمامی مجاهدین، باعث افتخار انسانیت هستند.
ملاها دشمنان انسانیت هستند. کاظم برای مبارزه با آنها از جان خود مایه گذاشت. شهادت کاظم فراموش شده نیست. به یاد داشته باشید که مبارزه ما، و مبارزه زنان و مردان ساکن زندان لیبرتی، نمونهای درخشان از مقاومت است، که بهرغم خطری که از جانب حملات مکرر علیه اشرف و لیبرتی متوجه آنهاست، و با بیتفاوتی کامل رخ داد، بهرغم این واقعیت، آنها با مقاومت خود همچنان نمونهای درخشان برای ما هستند که تمامی جهان را روشن میسازد و نشان میدهد که مردان و زنان آزاد میتوانند demasquer و مقاومت کنند، و در نهایت، روزی مطمئن هستم در آینده پیروز خواهند بود.
احترام و قدردانی عمیق ما متوجه مقاومین لیبرتی و همه مجاهدین است، زیرا آنها افتخار انسانیت هستند.
یکی از چیزهایی که بسیار مرا تحت تأثیر قرار میدهد، نامهنگاریهای بین کاظم و مسعود است که هرازگاهی و بعضاً بهطور تصادفی به دست من میرسید. در این مکاتبات، نه تنها میتوان احترام عظیمی از سوی کاظم نسبت به برادرش حس کرد، بلکه همچنین میتوان محبت عمیقی را نیز احساس کرد. اعتماد متقابلی که بلافاصله به چشم من زد. و بین این دو برادر مشهود بود که بسا بیشتر از یک همکاری و همبستگی سیاسی در کار است. عشقی عمیق بین آنها وجود داشت. برادری و تفاهم بدون کلام. و دیدن این دو نفر در کنار هم بسیار زیبا بود. تجسم یک برادری واقعی بود. و من فکر میکنم مسعود نیروی زیادی به کاظم در مبارزه او میداد. امروز مسعود بدون کاظم است، ولی من مطمئن هستم که یاد کاظم، و نه فقط برای ما مبارزان معمولی، بلکه برای مسعود نیز نیرو بخش است. چه گوارا همیشه میگفت انقلابیون شهید، هرگز نمیمیرند، زیرا آنها مانند ستارگانی هستند که اگر چه مردهاند، ولی نور آنها همچنان تا قرنها به ما میتابد.
Sunday, April 26, 2015
ايران- تأکید خامنهای-بر سرکوب بیشتر
خامنهای امروز یکشنبه 6اردیبهشت در دیدار با سرکردگان نیروی انتظامی با عنوان ”اقتدار“ و ”امنیت“ بر سرکوب هر چه بیشتر تأکید کرد.
ولیفقیه ارتجاع که این روزها از گسترش اعتراضات اقشار مختلف مردم بهویژه معلمان و کارگران وحشتزده است، گفت:
نیروی انتظامی باید برای ابعاد مختلف ناامنی برنامه داشته باشد و با آنها مقابله کند. ایجاد و استقرار امنیت مأموریت اصلی نیروی انتظامی است.
وی این نیروی جنایتپیشه را ستود و گفت:
نیروی انتظامی مظهر حاکمیت و امنیت جمهوری اسلامی است، بنابراین باید اقتدار داشته باشد.
Saturday, April 25, 2015
ايران-مضمون برجستهترین عنوانهای روزنامههای حکومتی در روز شنبه 5اردیبهشت 95 تشدید انزوای جهانی و منطقهیی رژیم است:
شرق: معاون وزیر خارجه روسیه: اس-300 را فعلاً تحویل نمیدهیم
شرق: مقامات مسکو درباره تحویل اس -300 حرفهای دیگری میزنند؛ آزمایش قول موشکی روسها
اسرار: مقتدایی خبر داد: موافقت مراجع عظام با قطع رابطه با عربستان
ابتکار: احضار کاردار عربستان به وزارت امور خارجه
جوان: نحوه لغو تحریمها و نگارش متن توافق جامع، دو محور کلیدی مذاکرات در وین، مذاکرات به تحریم که رسید کند شد
وطن امروز: در حالی که ظریف همچنان از انتشار فکت شیت خودداری میکند آمریکایی ادعاهای عجیبی درباره تعهدات ایران در توافق لوزان مطرح میکنند، روایت تکان دهنده مونیز / 8 شرط کنگره برای توافق هستهای
شهروند: جلوگیری از ورود کمکهای هلال احمر ایران به یمن
واکنش جنون آسای روزنامههای حکومتی به شکست استراتژی رژیم در یمن، در روزنامههای هر دو باند تقریباً یکسان است برای نمونه عنوانهای روزنامه باند فاشیستی مؤتلفه در این مورد را نگاه میکنیم:
رسالت: چرا عربستان به مسلمان کشی در یمن ادامه میدهد؟
رسالت: امام جمعه موقت تهران: حمله عربستان به یمن، شکست و رسوایی سیاسی بود
رسالت: حداد عادل: عربستان به رژیمی مسلمان کش تبدیل شده است
رسالت: کرمی راد: ناکامی آل سعود در اهداف حمله به یمن
رسالت: آتشبس در یمن بهمعنی شکست عربستان است
رسالت: ترقی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه: روسیاهی آل سعود آل سعود و آمریکا در مقابل انصارالله
رسالت: حمله عربستان به یمن در راستای تأمین منافع رژیم صهیونیستی است
روزنامههای باند رفسنجانی – روحانی، بهرغم ادعای عدم دخالت در امور یمن، به سهم خواهی پرداخته و پرده از روی مطامع نظام کنار زدهاند:
آرمان: . در چنین شرایطی، اگر توافقی با محوریت ترکیه میان ایران و عربستان صورت گیرد، زمانی این توافق موفق خواهد بود که بتواند طرحی را تدوین کند که مبنای تقسیم قدرت در یمن باشد نه اینکه اعلام شود که عربستان بمباران نکند و حوثیها نیز سلاح خود را زمین بگذارند!
در روزنامههای حکومتی تناقضگویی در مورد مذاکرات هستهیی از اظهارات عراقچی شروع شده است
اسرار: وین بر روی مدار تحریمها / عراقچی: آمریکاییها روشنگری خوبی کردند
ابتکار: روایت عراقچی از روند نگارش متن توافق جامع: خوب پیش میرویم
حمایت: عراقچی: نگارش متن توافق به کندی پیش میرود
تناقضگویی در مورد مذاکرات هستهای، در روزنامههای دلواپسان از شک به دستاندرکاران حکومتی شروع شده و تا وحشت از فروپاشی و سرنگونی بالغ شده است:
حمایت: خطیب نماز جمعه تهران؛ رفت و آمد مشکوک آمریکاییها مورد توجه مسؤلان باشد
کیهان: کاسبهای خارجی و دلالهای داخلی
جوان: به گفته مونیز، در طول 25سال آینده آمریکا و غرب دسترسیهای نامحدودی را به همه ذخایر اورانیوم در ایران خواهند داشت، ضمن اینکه به گفته او، ایران همچنین در رابطه با اجرای پروتکل الحاقی و در راستای اجرای اقداماتی داوطلبانه برای راستیآزمایی از برنامه هستهیی خود برای همیشه پایبند خواهد بود.
رسالت: تجربه اخیر (شانتاژ سیاسی کاخ سفید و پنتاگون پس از قرائت بیانیه لوزان) نشان داد که رسیدن به نقطه تفاهم بهمعنای پایان بازی نیست و تازه اول مسیر سختی است که نقطه پایانی بر آن مترتب نیست. ارسال سیگنالهای آشکاری که دلالت بر بیاعتمادی مشترک نظام و ملت ایران به آمریکا دارد، حتی پس از امضای هر گونه توافق احتمالی باید ادامه یابد زیرا هر گونه اعتمادی به واشینگتن، مخصوصاً پس از امضای توافق هستهیی بهمعنای مرگ توافق و طغیان طرف مقابل خواهد بود
حمایت: . تمام کسانی که معتقدند میتوان با آمریکا مذاکره و مصالحه کرد و به تفاهم رسید باید واقعه طبس را بار دیگر مرور کنند و ضروری است متوجه این نکته باشند که آمریکاییها اساساً از ابتدا، بهدنبال مذاکره و تعامل نبودهاند و اگر حادثه طبس رخ نمیداد مشخص نبود که چه حوادثی برای انقلاب پیش میآمد. نگرش اصیل و بکر آمریکایی به انقلاب اسلامی را باید در طراحی عملیات «چنگال عقاب» جستجو کرد. نظام سلطه به سرکردگی آمریکا امروز بسیار زخم خوردهتر و خشمگینتر از سال 58 است.
وطن امروز: هر چند آمریکاییها در طول یک سال گذشته سعی کردهاند اینگونه القا کنند که دیپلماسی، یگانه مسیر پیش روی آنها با ایران است ولی طرح تازه و بسیار پیچیدهای را برای یک فرآیند استحاله از درون و براندازی نرم کلید زدهاند که برخی بازیگران مهم داخلی هم در آن دخیلند.
در روزنامههای باند خامنهای توصیه به دود و دم همراه با تأکید بر صدور تروریسم، تنها راه بقای رژیم ارزیابی شده است:
سیاست روز: حالا توان دفاعی و موشکی ایران آنقدر بالاست که دشمنان مجبورند در چیدمان گزینههای روی میزشان تجدیدنظر کنند
حالا آنقدر بزرگ شدهایم که بزرگی میکنیم. آنقدر بزرگ که کدخداهای ساختگی دنیای استکبار هم نمیتوانند در مقابلمان بایستند. آنها باید تعظیم کردن را یاد بگیرند.
این کری خواندنهای کری، اوباما، نتانیاهو یا هرکس دیگر هم دیگر معنی ندارد. حرفهای آنها شبیه جمله «من نمیترسم» آدم ترسویی است که در تاریکی و تنهایی گیر کرده است. حالا ما «صیاد» داریم، از جنس ایرانیاش، اگرچه شیرازیمان را گرفتند. حالا دستپخت «تهرانیمقدمها» آمادهی آماده است.
حالا «آرش»، «شهاب»، «توفان»، «فاتح»، «فجر»، «کوثر» و دیگران هستند و ما هم «قدر» همه آنها را میدانیم.
سایر بحرانهای نظام در عناوین دیگر روزنامههای شنبه صف کشیدهاند:
راه مردم: بالای صدهزار پرونده زمینخواری داریم
اسرار: طیب نیا: بیکاری بزرگترین مشکل کشور است
جوان: افزایش بیاخلاقیها در شبکههای اجتماعی؛ آبرویی که دست به دست در گوشیها میچرخد!
حمایت: تناقض گوییها درباره چگونگی حذف یارانه ثروتمندان ادامه دارد داستان بیپایان یارانه پر درآمد ها
کارو کارگر: بلاتکلیفی 190 کارگر در پی تعطیلی موقت مجتمع فولاد البرز
کاروکارگر: صنایع لبنی پیشتاز در افزایش قیت ها
خراسان: وزیر بهداشت: مشهد 3هزار تخت بیمارستانی کم دارد
جهان صنعت: افزایش 20درصدی بهای گاز
ابرار اقتصادی: دستورات روحانی برای گرانی قیمت گاز!
ايران- دفن ۵تن دیگر از- مزدوران پاکستانی نیروی تروریستی قدس در قم
جسدهای 5تن از مزدوران پاکستانی نیروی تروریستی قدس که در سوریه به دست
رزمندگان به هلاکت رسیدند، روز پنجشنبه 3اردیبهشت 94در شهر قم دفن شدند.
خبرگزاری ابنا وابسته به ارگان صدور تروریسم موسوم به ”مجمع جهانی اهل بیت“
این خبر را اعلام کرد. احمد امیرآبادی عضو مجلس ارتجاع از قم و جمعی از
سرکردگان نظامی و انتظامی رژیم در مراسم دفن این اجساد شرکت داشتند.
پیش از این سایت حکومتی مشرق نیوز از دفن اجساد 7تن دیگر از مزدوران پاکستانی نیروی تروریستی قدس در بیست فروردین 94 در قم خبر داده بود.
پیش از این سایت حکومتی مشرق نیوز از دفن اجساد 7تن دیگر از مزدوران پاکستانی نیروی تروریستی قدس در بیست فروردین 94 در قم خبر داده بود.
Subscribe to:
Posts (Atom)





