Wednesday, March 25, 2015

ای تغییر‌دهنده دلها و بینشها، كه دلهای مردم ما را به‌امید، و دیدگانشان را به‌آزادی روشن می‌سازی،



یامقلب‌القلوب والابصار،
 یا مدبراللیل والنهار
 یا محول‌الحول والاحوال،
 حول حالنا الی احسن‌الحال

ای تغییر‌دهنده دلها و بینشها، كه دلهای مردم ما را به‌امید، و دیدگانشان را به‌آزادی روشن می‌سازی،
ای تدبیر‌كننده شب و روز كه تیرگی ستم و اجبار را مغلوب می‌كنی،
ای كه روزگار ملتها را دگرگون می‌سازی و مستبدان را به‌زیر می‌كشی،
به‌مردم ما نیكوترین زندگانی را عطا كن و خورشید فتح و آزادی را در ایران بتابان.

 =============

‌بهاران خجسته‌باد
‌هوا دلپذیر شد گل از خاك بردمید
پرستو به‌بازگشت زد نغمه امید
به‌جوش آمده است خون درون رگ گیاه
بهار خجسته باز خرامان رسد ز راه
به‌خویشان، به‌دوستان به‌یاران آشنا
به‌مردان تیزخشم كه پیكار می‌كنند
به‌آنان كه با قلم، تباهی دهر‌را
به‌چشم جهانیان پدیدار می‌كنند
بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد
و این بند فقر و جهل به‌سرتاسر جهان
به‌هرصورتی كه هست نگون و گسسته باد
==================

آیینها و مراسم عید‌نوروز در ایران

عید نوروز از اعیاد قدیمی و از سنن دیرین ایرانیان به‌شمار می‌رود كه دارای تاریخ چندهزارساله می‌باشد. عید نوروز عید تولد و نوشدگی و خیزش طبیعت و عید جنبش و فعالیت و رشد و شكوفایی و آزادشدن انرژیها است. عید نوروز از زمانیكه نیاكان ایرانیان پا به‌سرزمین ایران نهادند وجود داشته و حتی خیلی پیش از آن، ایرانیان آغاز بهار را با خوشحالی فراوان جشن گرفته و هر‌آنچه را كه به‌زمستان مربوط می‌شد از بین می‌بردند.
در زمانهای قدیم جشن عید نوروز در پنج‌روز اول سال جدید برگزار می‌شد. گروههای كوچكی از نوازندگان و خوانندگان، قبل از فرارسیدن سال جدید در شهرها و روستاها می‌گشتند و اشعار ویژه عید نوروز را بر در خانه‌ها می‌خواندند و هدایایی می‌گرفتند. آنان پیكهای فرارسیدن نوروز و بهاران بودند.

سبزه وهفت‌سین

از جمله آیینهای عید نوروز ایرانیان از قدیم این بوده كه قبل از فرارسیدن نوروز، شروع به‌كاشتن سبزی در خانه‌هایشان می‌كنند و در روز سیزدهم سال جدید آن را به‌آب جاری می‌اندازند. ایرانیان همچنین در ایام نوروز سفره‌یی را كه به‌آن «هفت‌سین» می‌گویند پهن می‌كنند.
====================
 این سنت از زمانهای بسیار دور رایج بوده و از آیینهای خاطره‌انگیز و شایان توجه می‌باشد. در این سفره (هفت‌سین) هفت چیز می‌گذارند كه حرف اول اسم همه آنها در زبان فارسی با سین شروع می‌شود كه عبارتند از: سیب، سنجد، سماق، سكه، سیر، سمنو، سركه. جلوی سفره یك آینه گذاشته می‌شود كه بر دوطرف آن چند شمعدان حاوی شمعهایی روشن به‌تعداد فرزندان خانواده اعم از دختر و پسر می‌گذارند. همچنین در این سفره، قرآن و نان و كاسه آبی با یك شاخه نبات و یك شیشه گلاب به‌علاوه ماهی زنده و انواع شیرینی، میوه و آجیل قرار می‌دهند.
در ساعت تحویل سال همه افراد خانواده دور سفره جمع می‌شوند و با آغاز سال نو دید و بازدید بین اقوام و دوستان انجام می‌شود.
كلمه «نوروز» در زبان فارسی به‌معنی روز نو و نشانه آغاز فصل جدید یعنی فصل روشنی، شكوفایی، شادابی و سرزندگی و فعالیت (بهار) از یك‌سو و رهایی از فصل خمودگی و انجماد و بی‌تحركی و سكون (زمستان) از سوی دیگر می‌باشد.
======================

گزارش جمعبندی اعتراضات سال ۹۳ - هر ۲ساعت حداقل ۳ اعتراض در سال ۹۳

سال 93 را در حالی پشت سر گذاشتیم که مردم ایران در رویارویی با دیکتاتوری غارتگر ولایتفقیه، هزاران حرکت اعتراضی داشتند. از داخل زندانها و شکنجهگاهها، تا مدارس و دانشگاهها، از کارخانهها تا کشتزارها، از کنارههای کارون تا دشت تفتیده هامون، از خیابانهای شهرها تا روستاها همه جا صحنههای اعتراض و درگیری و خشم و خروش علیه چپاولگریها یا اقدامات سرکوبگرانه رژیم بود. بهدلیل سانسور شدید در مورد خبرهای حرکتهای اعتراضی مردم، هیچ آمار دقیقی از تعداد واقعی حرکتهای اعتراضی در دست نیست. اما در یک اعتراف کم سابقه حسینعلی امیری سخنگوی وزارت کشور آخوندها به اعتراضات گسترده در سطح کشور اعتراف کرد و گفت: ”تجمعات برای مطالبه حقوق و مزایا اگر بگویم سالانه حدود 3000 تجمع کارگری از این قبیل در سطح کشور برگزار میشود، اغراق نکردهام اما این اجتماعات نباید به امنیت کشور خدشه وارد کند. ما هم نباید راضی شویم که در پوشش این اجتماعات امنیت کشور مخدوش شود“. (روزنامه حکومتی مردمسالاری 26آبان 93).
هر چند که رسانههای حکومتی حتی یک درصد این تجمعات اعتراضی را هم اعلام نمیکنند، اما مقاومت ایران در حد امکان از طریق منابع خبری خود نه تنها اعتراضات کارگران میهن بلکه سایر اخبار اعتراضات و جنبشهای اجتماعی سایر اقشار مردم ایران را به هر میزان که به دستش برسد و بهرغم محدودیتها و سرکوب حکومتی منعکس میکند.
منظور از حرکتهای اعتراضی تجمع، تحصن، اعتصاب، درگیری و مقاومت در برابر یورشهای مزدوران رژیم است.
5700 حرکت اعتراضی ثبت شده
سرجمع همین خبرهای رسیده در سال 93 به قرار زیر است:
حرکتهای اعتراضی کارگران: 1138 مورد
حرکتهای اعتراضی دانشجویان: 413 مورد
حرکتهای اعتراضی اجتماعی برای کمبودهای خدماتی و گرانی ارزاق یا مالباختگان: 2114 مورد
اعتصابات و اعتراضات بازاریان و کسبه علیه اخاذیهای مالیاتی و گرانیهای دولتی: 262 مورد
حرکتهای اعتراضی معلمان: 185 مورد
حرکتهای اعتراضی کشاورزان: 133 مورد
حرکتهای اعتراضی کارمندان و پرستاران: 92 مورد
اعتصابات و اعتراضات زندانیان و خانوادههای آنان: 373 مورد
درگیری جوانان و زنان علیه تحمیلات ارتجاعی و اتهام خمینی ساخته بدحجابی و نوع پوشش، تفکیک جنسیتی، و سایر محدودیتهای سرکوبگرانه حکومتی که در موارد متعدد به گوشمالی مزدوران رژیم انجامیده است: 987 مورد
جمع این حرکتهای اعتراضی 5700 مورد بوده است که بهطور متوسط در هر روز حدود 15 حرکت اعتراضی و در هر دو ساعت بیش از 3حرکت اعتراضی را نشان میدهد.
کاستیهای ارزیابیها
برخی از حرکتهای اعتراضی اساساً در این محاسبه نیامدهاند از جمله مجموعه تظاهراتها و اعتراضات چهارشنبهسوری که در ابعاد میلیونی رودرروی تحریم چهارشنبهسوری توسط حاکمیت آخوندی انجام گرفت و تقریباً در تمامی شهرهای میهن در جریان بوده است.
همچنین اعتراضات بزرگی که بر سر جنایات 
اسیدپاشی علیه زنان میهن صورت گرفت و چندین شهر میهن برای روزهای متمادی درگیر آن بودند نیز قابل شمارش نیست.
اعتراضات معلمان در دهم اسفند که گزارشاتش به دست ما رسید، در همان روز حدود 40 شهر بود، اما طی روزهای بعد خبرهای رسیده از شهرهای کوچکتر هم از اعتصاب معلمان و تعطیلی مدارس در همان دهم اسفند خبر میداد که در این گزارش وارد نشدند و در بسیاری از شهرها بهدلیل شرایط امنیتی اساساً خبر اعتراضات را دریافت نکردیم.
تظاهرات چندین روزه مردم اهواز علیه بیعملی رژیم در برابر خاک آلودگی هوا نیز ابعاد گستردهیی پیدا کرد. این اعتراضات علاوه بر اهواز در سایر شهرهای خوزستان هم جریان یافت. اما خبرهای به دست آمده ابعاد بسیار محدودتری نسبت به واقعیت صحنه و گستردگی آن در خود اهواز یا شهرهای خوزستان داشت.
یکی دیگر از کاستیهای این گزارش ابعاد گسترده درگیریهای مردم با نیروهای سرکوبگر در سال 93 است که در بسیاری موارد به گوشمالی مزدوران رژیم انجامیده است. هر چند که در این گزارش 987 مورد از آنها ثبت شدهاند اما باز هم بسیار کمتر از واقعیت است. شاخص آن هم یکی لوایحی است که در مجلس ارتجاع در سال 93 برای حمایت از بهاصطلاح آمران به معروف تصویب شد و دیگری سخنان هراسآلود نمایندگان مجلس ارتجاع و امام جمعههای رژیم از گوشمالی شدن مستمر مزدورانشان است.
برای اینکه تصویری از میزان وضعیت انفجاری جامعه داشته باشیم باز خوب است به اعتراف یکی از کارشناسان رژیم به نام خلعتبری با خبرگزاری حکومتی مهر در تاریخ 5اسفند 93 توجه کنیم. وی به دولت آخوند روحانی در مورد ”آمارسازی در نرخ تورم“ هشدار میدهد و میگوید: ’شاخص تورم ما پایین آمده ولی هزینهاش را خانوار داده و رفاه و رضایت خود را از دست داده است“. این کارشناس رژیم اضافه میکند: ”خیلی از ما میبینیم حتی یک تصادف کوچک در خیابان بحران ایجاد میکند“. این همان شرایط انفجاری جامعه است که به بیانهای مختلف کارگزاران رژیم از آن ابراز وحشت میکنند و هشدار میدهند.
یکی دیگر از کاستیهای این گزارش، همبستگیهای گسترده اجتماعی علیه اخاذیهای مالیاتی و حذف یارانههاست. مثلاً وقتی با بسیج گسترده تبلیغاتی از مراجع مرتجع حکومتی در قم تا ولیفقیه ارتجاع و رادیو تلویزیون و تمام باند رفسنجانی – روحانی در سال گذشته از مردم خواستند تا یارانه 14 دلاری (44500 تومان) را نگیرند، 97درصد دست رد به سینه رژیم زدند و گفتند همین 14 دلار را میخواهیم و حاضر نیستیم در همین اندازه هم به شما کمک کنیم. یا آمار و ارقامی که وزیر اقتصاد رژیم از فرار مالیاتی میدهند. آن بخش از فرار مالیاتی که مربوط به پاسداران و باندهای غارتگر حکومتی است که رسمی است و اصلاً مالیات نمیدهند و یا آن را ماده قانونی کردهاند یا به حکم ولیفقیه ارتجاع معاف شدهاند. مثل آستان قدس رضوی و بنیاد مستضعفان و قرارگاه ضد خاتم الانبیاء 
سپاه پاسداران و... آن بخش از فرار مالیاتی که جزو تحریم حکومت از جانب مردم است قابل شمارش در اعتراضات اجتماعی نیست.

بنابراین باید گفت آمار و ارقام موجود در این گزارش تنها بر اساس خبرهای اعتراضی رسیده است و بسیار کمتر از آمار واقعی اعتراضات در سال گذشته میباشد.

Wednesday, March 18, 2015

چهارشنبه‌سوری امسال چگونه به نماد مقاومت مردم ایران تبدیل شد؟

بار دیگر مردم و مقاومت ایران، در یک رویارویی و «جنگ تمام عیار»، فاشیسم مذهبی حاکم را به سختی شکست دادند و به خاک ذلتش نشاندند. «جنگ تمام عیار» توصیفی است که خود رژیم از این‌ رویارویی نموده است. تلویزیون رژیم روز 26اسفند 93 به‌نقل از روزنامه موسوم به ایران ارگان دولت حسن روحانی، قسمتی از مقاله‌یی را قرائت کرد که در آن از چهارشنبه‌سوری به‌عنوان «جشنی به صفت یک جنگ تمام‌عیار» یاد شده و در آن آمده است: «امسال نیروی انتظامی بسیار وسیعتر و نسبت به سالهای گذشته بیشتر پیگیر این موضوع خواهد بود».
به راستی نیز امسال رژیم در مقابله با چهارشنبه‌سوری که خود آن را «جنگ تمام عیار» می‌نامد از هیچ تدارکی و هیچ اقدامی فروگذار نکرد. کدام جنگ؟ جنگ میان کی با کی؟ البته که هیچ ابهامی در مورد هویت دو طرف این جنگ نیست؛ در یک سو مردم و جوانان ایران هستند و در طرف دیگر رژیم ولایت‌فقیه که تلاش و تقلایش در این جنگ شگفت‌انگیز است:
امسال نیروی انتظامی و سایر ارگانهای سرکوبگر رژیم، فراتر از سالهای دیگر، از هیچ تهدید و اقدام باز دارنده برای ممانعت از برگزاری چهارشنبه‌سوری فروگذار نکردند؛ سرکردگان نیروی انتظامی قطارکش در تلویزیون رژیم ظاهر شدند، تهدید کردند و خط‌ و نشان کشیدند:
پاسداری تحت عنوان رئیس پلیس پیشگیری ناجا از حدود یک ماه پیش، از «برنامه‌های خاصی که برای پیشگیری در دستور کار» دارند سخن گفت و اعلام کرد: «برپایی تجمع برای برگزاری آیین چهارشنبه‌سوری ممنوع بوده و اجازه این کار داده نمی‌شود» (سایت تابناک ـ 3/اسفند/93).
اما هر قدر به چهارشنبه‌سوری نزدیک می‌شدیم، رژیم در مواجهه با گستردگی استقبال مردمی برای برگزاری آن، از این ممنوعیت مطلق عقب می‌نشست و سرکردگان نیروی انتظامی به‌تدریج، پله به پله کوتاه می‌آمدند. در گام اول، ناگزیر برگزاری مراسم به شکل «کوچه محور» را به‌رسمیت شناختند؛ اما درعین‌حال، از خانواده‌ها و معلمان و دانش‌آموزان خواستار جاسوسی شدند تا «مراکز فروش مواد محترقه در اطراف مدرسه را گزارش دهند».
رژیم برای پرکردن خط و نشانهایی که می‌دانست از عهده‌اش نمی‌تواند برآید، دستگاه تبلیغاتی خود را نیز با تمام عرض و طولش به‌کار گرفت و تمام خدم و حشم دجالگری و دینفروشی خود را وارد این کارزار کرد، از امام جمعه‌های خامنه‌ای که در شهرهای سراسر کشور، چهارشنبه‌سوری را «شکستن خطوط خدا» اعلام می‌کردند که «از نظر شرعی، ایذای مؤمنان و حرام است» (آخوند احمد خاتمی در نمایش جمعه تهران 22اسفند). تا مراجع حکومتی و انبوه آخوندهای ریز و درشت که یکی پس از دیگری در تلویزیون حکومتی ظاهر و مدعی غیرشرعی بودن و خرافی و حرام بودن چهارشنبه‌سوری می‌شدند و مهملات به هم می‌بافتند… و حتی به توجیهات خنده‌دار متوسل می‌شدند مثل این‌که صدای ترقه ممکن است باعث «سکتة » پرندگان و مرگ آنها شود یا آشیانه آنها بر فراز درختان به آتش کشیده شود. (ایرنا ـ 25اسفند
93).
در شب چهارشنبه‌سوری نیز رژیم، کلیه نیروهای سرکوبگر خود را که از روزها پیش، به‌حالت آماده‌باش بودند، به صحنه آورد و آنها را که به تمام تجهیزات ضدشورش، مجهز بودند، در نقاط حساس شهرهای سراسر کشور مستقر کرد.
اما نتیجه چه شد؟ اکنون نتیجه این کارزار و این «جنگ تمام‌عیار» که به مدت دست‌کم حدود یک ماه به‌طور آشکار و پنهان جریان داشت و در شب چهارشنبه‌سوری به اوج خود رسید، پیش روی همه است؛ تا آنجا که خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز آن را مقابله مردم ایران با «تندروهای مذهبی» توصیف کرد و خاطرنشان نمود: «پلیس به برپا کنندگان جشن هشدار داد که از اجرای آن در خیابانهای اصلی و میادین پرهیز کنند، اما برای متفرق کردن آنها اقدامی نکرد».
واقعیت این است که رژیم و نیروی انتظامی به‌رغم آن‌همه اولدرم بلدرم و تهدید، در برابر انبوه میلیونی مردم و جوانان ایران که در صحنه‌یی به وسعت سراسر ایران به صحنه آمده بودند، آشکارا جا زد و عمدتاً به نظاره جمعیت از دور بسنده کرد و هرجا هم اقدام به مزاحمت نمود، با مقاومت و مقابله جانانه مردم و جوانان دلیر مواجه شد که از گوشمالی مزدوران و به آتش کشیدن خودروهای آنها فروگذار نکردند و یا آنها را با خواری و ذلت از صحنه خارج کردند.
چنین بود که چهارشنبه‌سوری93، به راستی به نمادی از خشم آتشین ملت ایران علیه نظام ولایت‌فقیه تبدیل شد. پیام قدرتمند و آتشین مردم ایران به تمام جهان شد که این رژیم را نمی‌خواهند، با تمام قوا در برابر آن ایستاده‌اند و مصممند که به هر قیمت آن را به زیر بکشند و به زباله‌دان تاریخ بفرستند .

گزارشهای تکمیلی از مراسم چهارشنبه‌سوری در اراک

جوانان دلیر این شهر با مأموران سرکوبگر درگیر شدند. این گزارشها حاکی است در خیابان داوران شهر اراک، چهار راه فوتبال و داوران، گارد ویژه نیروی انتظامی به جوانان یورش برد. جوانان با پرتاب نارنجکها و بمبهای صوتی به مقابله برخاستند. آنها منطقه را بسته و سطل زباله و لاستیک آتش می‌زدند.
جوانان نارنجکهای بزرگ دستی را از طبقات بالای ساختمانها روی سر مأموران سرکوبگر می‌ریختند و باعث وحشت و عقب‌نشینی آنها شدند.

جشن چهارشنبه‌سوري در شهرهاي ميهن به‌رغم تمهيدات گسترده امنيتي


دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران با صدور اطلاعيه‌يي اعلام كرد جشن چهارشنبه سوري در شهرهاي مختلف به رغم تمهيدات گسترده امنيتي برگزار شده است.
در اين اطلاعيه آمده است: مردم به ويژه جوانان شهرهاي مختلف كشور به رغم تهديدها و تمهيدات سركوبگرانه گسترده جشن چهارشنبه سوري را رودرروي رژيم آخوندي برگزار كردند. 
در شيراز با وجود استقرار نيروهاي سركوبگر در مناطق مختلف، صداي انفجار نارنجكهاي صوتي و ترقه از همه نقاط شهر به گوش مي رسد. مناطقي مانند ترمينال اصلي شيرازكانون اين مراسم است
در مشهد در قاسم آباد، احمد آباد و منطقه طلاب صداي انفجار طنين انداز است. 
در اصفهان، جوانان، بي اعتنا به تهديد و ارعاب نيروهاي سركوبگر مراسم چهارشنبه سوري را برگزار كردند. 
در اروميه مردم به ويژه جوانها درخيابانهاي مختلف به برگزاري اين مراسم پرداخته و صداي انفجار ترقه و نارنجك همه جا شنيده مي شود.
در زنجان صداي انفجار نارنجكهاي صوتي و ترقه از نقاط مختلف شهر به ويژه مركز شهر، سعدي شمالي و سعدي جنوبي، دروازه رشت، جاده همايون، سبزه ميدان، بلوار چمران و خيابان صفا به طور مستمر به گوش مي رسد
در ورامين نيز صداي نارنجك دستي، ترقه، و موشك در همه جا به گوش مي رسد